محققان می گویند آواز بخوانید حتی در حمام!!!

شاید به جرأت بتوان گفت که یکی از راه های ابراز احساسات بخصوص در اوقاتی که انسان، احساس شوق بسیار دارد[به مانند این ایام عید، که لذت گذر از طبیعت و شوق دید و بازدید هارا به همراه دارد]؛ آواز خواندن است یا به تعبیر عامه زدن زیر آواز که برای هر کس سبک و ریتم خاص خودش را می طلبد که صد البته هر شخص در طول زندگی خود حداقل یکبار آن را یا بصورت آواز بلند خواندن یا زمزمه کردن ترانه یا اشعار، تجربه کرده است. [البته مکانش چندان فرق نمی کنه؛ چه در حمام؛ چه در دل طبیعت] البته به دلایل بسیار وارد مسائل جزئی این مسئله چون چرا و چگونگی آن، تاریخچه آن و سبک های موجود در آن و… نخواهم شد. اما دلیل اینکه در این نوشته به مقوله پرداختم، خواندن مقاله ای کوتاه در این زمینه که مربوط به تحقیقی از محققان در این زمینه می شد که در زیر اشاره ای به آن خواهم کرد:

بعضی ها عاشق آواز خواندن زیر دوش حمام اند. بعضی ها هم موقع کار کردن، شعر هایی زیر لب زمزمه می کنند. برای گروهی هم آواز خواندن، حرفه است. به هر حال، تمام آنهایی که به نحوی به آواز خواندن علاقه دارند، اعتراف می کنند که خواندن، آنها را سبک می کند. حق با آنهاست؛ زیرا تحقیقات نشان  می دهد که واقعاً آواز برای آرامش خوب است؛ حتی بهتر از یک جلسه ژیمیناستیک  :shock:  (؟). برای هوب آواز خواندن باید خوب نفس کشید، این در حالی است که اکثر ما درست نفس می کشیم وقتی یک نفر جذب خواندن آواز می شود، عمیق نفس می کشد و همین امر سبب ورود اکسیژن زیاد به بدن شده و خستگی از بدن رفع می شود.

راهی برای  زیبایی وتناسب اندام آیا می دانستید که آواز خواندن سبب خوب شدن خلق و خو می شود؟ در درجه اول دلیل این موضوع آزاد شدن آندورفین(هورمون ضد درد و ضد افسردگی) است.از سوی دیگر با خواندن تقریباً تمامی اعضای صورت حرکت می کند و همین حرکت سبب حفظ حالت کششی پوست و پیشگیری از ایجاد چین و چروک می شود.

راهی برای ابراز احساسات عصبانی هستید؟افسرده اید؟ دچار شکست عشقی شده اید؟ به هر حال، آواز خواندن راه بسیار مناسبی برای بیرون ریخت و بیان احساسات است؛ به ویژه آنکه خود شما متن آهنگ را بگویید. مهم نیست که آهنگ شما قافیه دار است یا صدای شما چگونه است، خواندن آواز به مشا کمک می کند جرأت پیدا کنید. حتی روان شناسان می گویند آواز، درمان بسیار مناسبی برای کودکان مبتلا به اوتیسم و معلول است. آواز خواندن به بسیاری از مردم خجالتی که اعتماد به نفس کمتری دارند بهترین درمان است.

نتایج یک تحقیق در سال ۲۰۰۴ میلادی محققان آلمانی مؤسسه تعلیم موسیقی دانشگاه فرانکفورت پس از بررسی میزان ایمونوگلوبولین خون برخی داوطلبان در این مؤسسه قبل و بعد از یک ساعت آواز خواندن متوجه شدند میزان این هورمون آنتی استرس و پادتن پروتئینی به شکل قابل توجهی بالا می رود. البته این موضوع حین گوش دادن به موسیقی صادق نیست و تنها حین خواندن رخ می دهد.

پس منتظر چه هستید؛ در هر موقعیت مناسب برای خودتان هم که شده بزنید زیر آواز!  :grin:

پی نوشت: سال نو مبارک! [البته با تأخیر چند روزه...]

تعجب نکنید؛ فکر کنید!

همیشه به یک مسئله اعتقاد داشته ام و آن اینکه انسان بایستی سطح سواد عمومی خود را در بسیاری مسائل ضروری پیرامون خودش در کنار پرداختن به  افزایش سواد تخصصی خود، بالا ببرد. یکی از این موارد و مسائل جانبی اما مهم و ضروی، افزایش آگاهی  نسبت به دانش عمومی کامپیوتر است که برای تمامی افراد در  جامعه امروزی از ضروریات به حساب می آید. اما با برخورد های میدانی با افراد گوناگون در پیرامون خودم و مطالعه برخی دست نوشته های وبلاگ و مجلات[ همسایه بغلی ما یک نمونه آن را در نوشته ای اشاره کرد ] به این نکته پی بردم که سطح سواد عمومی کامپیوتر در جامعه امروزی ما تا حدود زیادی پایین است؛ هرچه روند رو به رشدی دارد. پس در حد بضاعت خود تلاش نمودم که تا حد امکان سعی در بالا بردن سطح سواد عمومی افراد پیرامون خودم در این زمینه، داشته باشم.

اما چند وقت پیش به مطلبی در اینترنت برخودم که به من نشان داد، این پایین بودن سطح سواد عمومی کامپیوتر ممکن در سایر کشورها  هم تا حدی دیده شود و این مسأله تنها مختص کشور ما نیست و در این زمینه بایستی هر کس در حد بضاعت خود دست به افدامی بزند تا  هم این سطح علمی بالا رود و هم برخی دیدگاه ها و پیش زمینه های غلط در این زمینه از میان برود. در ادامه به دو لیست منتشر شده حاوی متفاوت ترین سؤالات پرسیده شده از سوی دو شرکت بریتیش تله کام و مایکروسافت اشاره می کنم؛ با هم مروری بر آنها خواهیم داشت:

تعجب نکنید؛ فکر کنید!

شرکت بریتیش تله کام یا همان BT لیستی از متفاوت ترین سوالاتی را که کاربران کامپیوتری یا اینترنتی این شرکت ارتباطی از مشاوران آنها پرسیده اند منتشر کرد. به نوشته یک پایگاه اینترنتی  برخی از این سؤالات آنقدر خنده دار است که حتی خود سؤال کنندگان پس از فهمیدن اشتباه خود به متفاوت بودن آن اعتراف کرده اند. لیست متفاوت ترین سوالات IT که از مشاوران شرکت BT انگلستان پرسیده شده به شرح زیر است:

کلیک کنید – ادامه مطلب ..

گذری بر گوشه ای از زندگی یک برنامه نویس …(طنز)

همیشه برای خودم جای سؤال بود همه عزیزانی که به اصطلاح خوره کامپیوتر هستند؛ [+ یک وب زیست تمام معنا] و در طول شبانه روز اکثر اوقات خود را پای سیستم شخصی خود سپری می کنند؛ در آینده نزدیک چگونه خود را با مسئولیت های زندگی  تطبیق می دهند. چونکه  آنها ابدالدهر یک دانشجو و یک مجرد نخواهد ماند و به تدریج مسئولیت زندگی در دنیای غیر مجردی به آنها رو خواهد آورد… البته من اولین بار این سؤال را از خودم پرسیدم و بیشتر به آن فکر کردم تا به آن جوابی صریح بدهم. اینکه چگونه برنامه روزانه خود را به گونه ای تنظیم کنم که در کنار رسیدگی به مسائل برنامه نویسی، اطلاع از فناوری های نو ، وب گردی، وبلاگ نویسی، امور شخصی،… از رسیدگی به مسئولیت های زندگی جا نمانم. البته این یک مسأله اساسی است و بایستی برای هر فرد با این خصوصیات قبل از ورود به دنیای تعهد و تأهل تا حدود زیادی حل شود؛ از سویی دیگرفرد مقابل و یا بهتر بگویم فردی هم که به عنوان شریک یا همسر قرار است با  این فرد [با مشخصات ذکر شده قبلی] تعامل و زندگی کند بایستی از روحیات و شرایط طرف مقابل خود نیز با خبر باشد تا هر دو در تعامل و زندگی مشترک به مشکلی بر نخورند.

کلیک کنید – ادامه مطلب ..

به بهانه میلاد واسطه رحمت

سلام؛ با عرض تبریک میلاد پیامبر اکرم (صلوات الله علیه) [عزیزی که خداوند او را واسطه رحمت برای کل جهان قرار داد] و حضرت امام صادق (علیه السلام)، بعد از مدتی غیبت من در وبلاگ هجرت، به بهانه دریافت ایمیلی از جانب یک دوست عزیز که برای من جالب بود؛ تصمیم به انتشار آن در وبلاگ گرفتم. این ایمیل حاوی قطعه ای کوتاه در خصوص وصف خداوند متعال از زبان ملاصدرای شیرازی  بود که بسیار خواندنی است:

خداوند بی‌نهایت است و لامکان و بی زمان اما به قدر فهم تو کوچک می‌شود،
و به قدر نیاز تو فرود می‌آید، و به قدر آرزوی تو گسترده می‌شود،
و به قدر ایمان تو کارگشا می‌شود،
و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک می‌شود،
و به قدر دل امیدواران گرم می‌شود…

کلیک کنید – ادامه مطلب ..

!The only IDE you need

انسان با توجه به تاریخچه و سیر پیشرفت شرکت های بزرگ نرم افزاری گاه به نکات ریز و جالبی در مورد این شرکت ها می رسد؛ به نحوی می توان گفت که نکته قابل تأمل در این میان(راز موفقیت این شرکت ها)، متشکل از ایده نو و جالب + مدیریت در بالفعل نمودن این ایده است. به عبارت دیگر شرکت های موفق بیشتر از طرح ایده های نو، به مدیریت ایده های نو و قابل تکیه­ی موجود می پردازند[ البته این یک برداشت شخصی است ]؛ در حالیکه ایده های نو در سر تاسر جهان روز به روز در حال شکل گیری است؛ تنها آنهایی روز به روز گوی سبقت و پیشرفت را از هم می ربایند که این حلقه گمشده مدیریت و بالفعل نمودن ایده ها، را بیابند. نکته ای که گاه در یک سیستم مدیریت نادیده گرفته می شود.

متن بالا مقدمه بود تا به یک نمونه شرکت موفق در حوزه نرم افزار برسیم؛ شرکتی موفق در حوزه نرم افزار که حامی چند نرم افزار متن باز پر طرفدار در سرتاسر جهان بود(؟) طرفداران زبان جاوا شاید خوب آن را بشناسند …

بله! قطعاًحدستان درست است. شرکت سان(Sun Microsystems)  یک شرکت موفق نرم افزاری بود که در چند زمینه، سرویس ها و نرم افزار های پرطرفداری چون NetBeans را به دنیا عرضه کرد. نرم افزاری که طرفدار زبان هایی چون جاوا آن را به خوبی می شناسند یا حداقل نامی از آن شنیده اند. در ادامه با هم مروری بر سرگذشت شکل گیری نرم افزار NetBeans می اندازیم. متن زیر خلاصه و ترجمه این متن یادداشت است.

کلیک کنید – ادامه مطلب ..

هجرت …

بالاخره پس از اندک فکر به یک اسم خوب در مورد نام گذاری وبلاگم رسیدم؛ بله! هجرت

شاید بپرسید چرا؟  اگر گهگاهی ما را  همراهی کنید، تا حدود زیادی متوجه خواهید شد…

هجرت

شاید بتوان گفت هجرت از اندیشه و تفکر صِرف به وادی  عمل با پشتوانه اندیشه  قابل اتکا …[شاید خیلی کلیشه ای بود؛ اما گاه با خودم فکر میکنم  که شاید  این ما هستیم که باید عوض شویم تا حرفهای کلیشه ای رنگی دیگر بگیرند، نه اینکه حرفهایمان را عوض کنیم، اگرچه هر حرف به تبع شرایط خاص زمان ، بایستی بیان شود...]

تا بعد …